اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

15 خرداد 93 - خاطرات یاسین
X
تبلیغات
زولا
 
خاطرات یاسین
یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1393 :: 10:27 ::  نویسنده : مامان

سلام. خوبین؟جاتون خالی  پنجشنبه به اتفاق خانواده رفتیم حوض ماهی.ساعت 5 صبح راه افتادیم و حدود 7 صبح اونجا بودیم.خیلی جای قشنگی بود و خیلی خوش گذشت و جالب اینکه وقتی رسیدیم اونجا من تازه فهمیدم اونجا مکانیه که ایه 158 سوره مبارکه بقره اتفاق افتاده.ماجرا اینه که:

روزی  یکی از پیامبران خدا به نام عزیر از کنار شهر ویرانی عبور می کردند .سوالی می پرسند که:چگونه ممکن است خدا این مردگان را دوباره زنده کند؟

خدا او را صد سال میمیراند و اورا زنده میکند؟سپس از او می پرسد :چه مدته که اینجا درنگ کردی؟عزیر جواب می دهد ساعتی یا مقداری از روز.خدا به او می گوید:بلکه صد سال است.نگاه کن به الاغت که چگونه ذره های پراکنده او به هم میچسبد و چگونه گوشت او را می پوشاندو نگاه کن به غذایت که ذره ای تغییر نیافته.و عزیر جواب می دهد اعلم ان الله علی کل شی قدیر.قطعا خدا بر هر چیز تواناست.

حالا ما رفته بودیم به مکان این اتفاق.

اینا هم یه سری عکسه که اونجا گرفتم.







بعد از ظهر هم به خاطر نذر عموی یاسین حلوای خرمایی عمه جان درست کردند که خیلی خوش مزه بود و مسابقه تزیین حلوا اون وسط داشتیم .هر کی میخواست یه جور نقش بده رو حلوا.....یکی  خونه ٰیکی اسکت ٰیکی درخت خرما ٰیکی درخت چنارٰ  این تریین هم ابتکار بابای یاسینه.





این عکس هم مربوط  به سفر یکروزه ما به جبل هست که حدود یک ماه پیش رفتیم.

درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیز.اصل این وبلاگ درباره خاطرات تک پسر گلم اقا یاسینه.ولی در کنارش از مطالب با ارزش دیگه که حداقل خوندنش یه کم من و شما را به فکر بیندازه هم استفاده می کنم.لطفا هر گونه نظر ،پیشنهاد یا انتقادبه مطالب را در قسمت نظرات برام بذارین تا انشاءالله روز به روز بتونم مفیدتر در خدمتتون باشم.اگر هم مطلب مفیدی داشتین در قسمت نظرات با اسم خودتون بذارین تا به عنوان یکی از مطالب وب با اسم خودتون استفاده کنم یا علی
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 29307
 
   

دانلود آهنگ جدید